تا بیست و دوم بهمن فرصت دارید

در ایران معمولا کسی مهلت ها را جدی نمی گیرد. مانند تبلیغاتی که برای قرعه کشی حسابهای پس انداز اینجا و آنجا می کنند و برای مردم مهلت هایی را برای این روز و آن روز تعیین می کنند. همه می دانند که نه قرعه کشی در کار است و اگر هم باشد، این قرعه به نام همانی خواهد افتاد که از قبل در نظر گرفته شده است. اما مهلت هایی که مردم به دولتها داده اند معمولا از جنسی دیگر و واقعی تر بوده اند. مانند مهلتی که به مرحوم دکتر شاهپور بختیار دادند. همه ما شعار معروف ” وای به حالت بختیار اگر امام فردا نیاد” را خوب بخاطر داریم و در پی این مهلت و جدی بودن مردم در ایجاد درگیری های خیابانی با نیروهای حکومتی، مرحوم بختیار تصمیم گرفت که به هواپیمای آقای خمینی اجازه دهد که وارد میدان هوایی تهران شود.
بنابراین تاریخ نشان داده که این مهلت های مردم است که جدی گرفته می شود و نه مهلت های حکومتها که بر اساس ضعف و ناتوانی آنهاست. البته آقای بختیار مهلت مردم را پذیرفت تا از این خونریزی جدی و به خطر افتادن امنیت کشور جل.گیری کند اما در مهلتی که به مردم و نمایندگان آنها داده شده است که تا بیست و دوم بهمن موضع خود را معلوم کنند، آشکار نیست که این روشن کردن موضع چگونه انجام می گیرد؟ یعنی در بیست و دوم بهمن که سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب ایران است، مردم باید بیایند و بگویند که از انقلاب کردن پشیمان شده اند؟ چرا که فرصتی که به مردم داده شده، فرصتی است که حرف نهایی خود را بزنند. آقای خامنه ای مانند میلیونها ایرانی دیگر دریافته است که خواست مردم فراتر از ابطال انتخابات رفته و حاکمیت نظام فعلی را نشانه گرفته است. اما راهپیمایی بیست و دوم بهمن روزی نیست که فرصت و یا مهلت مردم برای قرعه کشی که حکومت فعلی خود را در آن برنده اعلام کرده است به سر رسد. مردم روزهای بیشمار و فرصتهای بسیاری دارند که بگویند چه می خواهند و این مهلت نه تمام شدنی است و نه تاریخ کلی دارد که زمان آن به سر رسد. آنچه که مردم می خواهند اصلاحات و داشتن آزادی و پایان خشونت علیه آنهاست. خواستهای منطقی و انسانی که برآورده شدن آنها در جوامع دارای تمدن و دمکراسی موضوعی عادی طبیعی محسوب می شود. مثلا تحقیقات کامل و نام و نشان دار درباره کشته شدن مرموز استاد فیزیک مرحوم مسعود علیمحمدی و یا علت دستگیری گسترده و دادن حبسها و محکومیتهای قرون وسطایی به فعالان دانشجویی و روزنامه نگاران و یا بازداشت عامران و عاملات ترور خواهر زاده آقای موسوی. شفافیت دولت در نحوه برداشت و مصرف از حساب پس انداز ارزی کشور و یا مسئله هسته ای که تبدیل به گره کور و مشکل پیچیده ای برای ایران در سیاست خارجی و داشتن رابطه با سایر کشورها شده است. آنچه که در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب تبدیل به احساس نارضایتی مردم از سیستم شده است، اصل انقلاب و جمهوریت نیست، بلکه نحوه حکومتداری و سیستم حاکم و غیر مردمی بودن نهادهای اداره کننده کشور است. این موضوعات نه با فرصت دادن و ندادن و نه با چوب و چماق و زندان و تبعید قابل برطرف شدن نیست.
