ترور شهروندان بی گناه با چه هدفی؟

در افغانستان از خانه که خارج می شوی باید دعایی بخوانی که شب به سلامت به خانه بازگردی. دعایی برای دفع بمب گذاران انتحاری، دعایی در دفع آدم ربایان، موشکهای سیاری که به مکانهای نامعلوم شلیک می شود و بمب های کنار جاده و هزار و یک درد و بلای بی درمانی که بر سر مردم افغانستان می بارد. متاسفانه وقایع چند ماه اخیر نشان داده است که گویا کشور ما نیز دستخوش حوادث غیر مترقبه و بلایایی شده است که مردم آمادگی های لازم برای چنین پیشامدهایی را نداشته اند. این رنجنامه را برای ترور هموطنی نوشته ام که امروز صبح در تهران به دلایلی نامعلوم ترور شده است. استاد دانشگاهی که صبح عازم محل کار خود بود اما در مقابل در خانه اش به قتل رسید. در روز روشن در مقابل خانه ایشان موتوری را پارک کرده اند که مملو از مواد انفجاری بوده است… چرا آقای علیمحمدی هدف یک چنین حمله ای قرار گرفته است؟ انفجاری که تا نیم خانه های قیطریه را لرزانده و مردم به تصور وقوع زلزله از خانه هایشان خارج شده اند. ما را چه می شود؟ چرا برای تصفیه حسابهای سیاسی، مردم بی گناه را نشانه می گیرید؟ گناه آقای مسعود علیمحمدی چه بوده؟ اصلاح طلب بودن و یا نبودن و فیزیک دانستن و یا ندانستن که دلیل موجهی برای ترور و از بین بردن افراد نیست. شاید که آقای علیمحمدی به طور تصادفی به عنوان قربانی کوری انتخاب شده باشد تا درس عبرتی برای سایر اساتید دانشگاه باشد که این روزها صحبت از اعتصاب و تحریم امتحانات در دانشگاهها را زمزمه می کنند…
و معلوم نیست که چرا دستگاههای اطلاعاتی ایران بلافاصله و بدون داشتن مدرک و سندی موجهی طبق معمول این ترور را به گردن سازمانهای اطلاعاتی خارجی بیاندازند؟ اگر مدرکی وجود داشته چرا آن را ارائه نمی کنند و اصلا سازمان موساد و دیگران چرا باید سراغ یک استاد دانشگاه ساده در خیابان قیطریه بروند؟ چرا سراغ افراد مشهور نرفته اند و قربانی خود را چگونه انتخاب کرده اند؟ این سوالها پرسشهای مردم است. مردمی که غمگین هستند و می خواهند که دولت و نیروهای انتظامی بهتر به وظیفه خود عمل کنند. در یک هفته گذشته ترور این استاد دانشگاه دومین ترور شهروندان تهرانی در مقابل خانه اشان می باشد که در اولین اقدام تروریستی خواهرزاده آقای موسوی به ضرب گلوله از پای در آمد. شاید چنین وقایعی پیش در آمد اتفاقات بزرگتر و پیچیده تری برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه و پلیسی کردن اجتماع در روزهای آینده و سالگرد پیروزی انقلاب باشد.

12 ژانویه 2010 در 11:59 ب.ظ
فکر کنم تاریخ آمریکای لاتین و شکل گیری جوخه های مرگ برای ترور مخالفان در ایران در حال شکل گیری است… سرعت بی سابقه پوشش این خبر و بعد تصاویر فراوانی که بلافاصله از صحنه ترور منتشر شد تردیدی باقی نمی گذارد که این قتل از داخل حکومت طراحی شده است…