احکام سنگین صادر شده برای بازداشت شدگان وقایع پس از انتخابات

نمی دانم که تبعید کردن در جهان فعلی برای هر فرد چه مفهومی دارد و اگر که این مفهوم تنها به زادگاه و محل تولد باز می گردد یا خیر. شاید قدیمها در دوره قاجاریه و ابتدای پهلوی این مفهوم تبعید کمی دردناکتر از مفهوم امروز آن بود. چرا که تبعید شدگان به اماکن دور افتاده و بدور از خدمات بهداشتی و زیستی و ارتباطی مناسب تبعید می شدند و در آنجا به دلیل کثرت بیماریها و غم و غصه جدایی از شهر و آبادی خود مریض می شدند و شاید به تعبیر آن زمان،حکومت از دست آنها زودتر خلاص می شد. اما در دنیای فعلی که شرایط ارتباطی و بهداشتی مناسبتری وجود دارد، آیا فرد فرهیخته ای مانند آقای احمد زید آبادی می تواند به بیماری فراق از خانه و تنهایی و بی کسی دچار شود؟ هرگز. و کدام دادگاهی است که بتواند فردی را از کلیه حقوق اجتماعی و سیاسی خود به جرم نوشتن و اندیشمند بودن باز دارد؟ آقای دکتر احمد زیدآبادی، نویسنده و صاحبنظر برجسته سیاسی- گفته می شود- که به تبعید و جبس شش ساله و محرومیت مادام العمر از حقوق اجتماعی و سیاسی محکوم شده است. حکمی که برای آقای زیدآبادی صادر شده است سنگینتر از احکام صادره برای دیگر فعالان سیاسی است که در جریان انتخابات ریاست جمهوری دستی بر آتش داشته اند. و با این مقایسه می توان گفت که دادگاه با روزنامه نگاران برخورد خشن تری نسبت به فعالان سیاسی داشته و یا در نظر دارد که داشته باشد.
در نخستین صفحات کتاب کیمیای سعادت امام محمد غزالی نقلی از ایشان آمده است که چگونه عالم شدند. و ایشان این خاطره را نقل می کنند که در پایان دوره اقامت و تحصیل ایشان در بغداد ( در مورد مکان تحصیل ایشان مطمئن نیستم) دزدان به قافله ایشان زده و تمامی دارایی مسافران را به یغما بردند از جمله تمامی کتب آموزشی و جزوات درسی امام غزالی را. ایشان در پی دزدان می دویدند که کتب خود را پس بگیرند که سرکرده دزدان ایستاد و به ایشان نهیب زد که تا سر وی را جدا نکرده اند از تعقیب دزدان دست بکشد. امام غزالی با گریه گفت که حاصل تمامی سالهای مطالعه و آموزش ایشان در توبره دزدان است و خواهش کرد که نوشته های او را به وی بازگردانند. سرکرده دزدان به وی گفت که اگر علم و دانش وی به همین کتابها و جزواتی است که آنها دارند با خود می برند، همان بهتر که آنها را ببرند.
امام محمد غزالی گفته سرکرده دزدان را چراغی دید که زندگی و آینده وی را از آن پس روشن کرد. قصد من از بیان داستان حکیمانه امام محمد غزالی، اشاره ای است به وضعیت همکار قدیمی ام آقای زید آبادی و دیگرانی که چنین حکمهای سنگینی برای آنها صادر شده است. تبعید کردن و ممنوعیت از گفتن و نوشتن و فعالیت کردن، ذره ای از دانش و خرد این اندیشمندان کم نخواهد کرد و به هیچ نیرویی از آنها ستانده نخواهد شد ولو آنکه همه چیز از آنها گرفته شود. تنها تاثیر این احکام بدبین کردن مردم بر عادل نبودن سیستم قضایی و بالا بردن ارج و قرب افردای است که قربانی چنین احکامی شده اند. هنوز هم برای هیچکس معلوم نیست که چرا در کشوری که آزادی بیان در آن” نزدیک به صد در صد” است! چنین احکام سنگینی برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی صادر می شود.
