هر دم از این باغ بری می رسد

روز جمعه گذشته آقای سلمان رشدی نویسنده هندی تبار و تبعه انگلستان در کتابخانه ملی نیویورک دعوت داشت تا درباره کتاب تازه خود” افسونگر فلورانس” صحبت نماید. فردی که میزبانی این برنامه را بعهده داشت، از آقای رشدی درباره کودکی هایش پرسید. درباره سالهایی که در انگلستان مشغول به تحصیل بوده است و درباره حکم ارتدادی که توسط آیت الله خمینی برای او صادر شده بود… ایشان به گفتن یک عبارت بسنده نمود و آن اینکه: “کشتن یک نویسنده به خاطر نوشته هایش بد است.” به نظر می آمد که دیگر علاقه ای به گفت و گو در اینباره ندارد و سوالهایی را که درباره دوران اختفا و تاثیر آن بر روی خلاقیت هنری اش پرسیده می شد را خیلی کوتاه پاسخ می داد. آقای رشدی در پاسخ به این سوال که آیا وی فردی غیر مذهبی است گفت که او ضد مذهب نیست، تنها به این باور است که آدمهای مذهبی نباید اعتقاد و باور خود را به دیگران تحمیل کنند. همانطور که به سخنان ایشان گوش می دادم یاد آقای سعید حجاریان و آقای مختاری و پوینده، پیروز دوانی و دیگرانی افتادم که آن بی نوایان نیز به جرم ارتداد هدف خشونت مذهبی قرار گرفتند. آقای رشدی آنقدر خوش شانس بود که از این عداوت و غضبی که از غیب به آن گرفتار شده بود صاحب اعتبار و شهرت شود و یک کشور غربی مسولیت حفاظت جانی او را بعهده بگیرد. اما در ایران به جای آنکه حکومت مراقب جان شهروندان خود باشد، با مباشرت در این تهدیدها و خشونت ها آنها را برای همیشه خاموش کرد. نویسندگان بزرگی چون سعیدی سیرجانی و دیگرانی که ادامه حیات آنها استمرار خدمت ادبی آنها به نسلهای آینده و به ادب پارسی بود…
و امروز با کمال تاسف برای سردبیر روزنامه اعتماد ملی به جرم توهین به رییس جمهور حکم بازداشت صادر کرده اند. حتما فردا هم می نویسند که توهین به آقای رییس جمهور از مصادیق توهین به امام زمان و کفر ورزیدن به اوست و جرم آن مرگ است! مگر همه مردم باید به مذهب و به باورهای آقای احمدی نژاد معتقد باشند، تا مجرم و کافر و مرتد و الحادی خوانده نشوند؟ خرافات ها و دامن زدن به این خرافه ها از طرف حکومت از یک طرف و تنبیه مردم به خاطر عاقلانه فکر کردن و بکار بستن خرد از طرف دیگر، از دستاوردهای عظیم این حکومت است که باید در تاریخ ثبت شود. خجالت آور است که روزنامه نگاران و اندیشمندان را به خاطر بکار انداختن فهم و شعورشان مجازات می کنند. هر دم از این باغ بری می رسد…

2 جولای 2008 در 7:48 ق.ظ
سلام دوباره
این مطلبت رو که خوندم یاد کتاب سینوهه پزشک فرعون افتادم
تو این کتاب به زیبایی فریب خوردن عوام از طریق مذهب رو به تصویر کشیده! کائنین از خرافات و ترس مردم استفاده میکردنند تا حکومت رو حفظ کنن.
یادمه تو همین کتاب خوندم بهترین سیاست برای حفظ و گرداندن حکومتهای فاسدو متزلزل استفاده از مذهبه!
احتمالا جناب رئیس جمهور ما هم جزو سربازان نظر کرده امام زمان هستند که توهین به ایشان توهین به ذات حق تعالی است.حاله نوری که دور سر ایشان است نشانه معنویت بیش از حد ایشونه!
محمود (ص)اومده تا با شعار امام زمان این کهنه طناب جمهوری اسلامی رو با معجزه دروغ و خرافه از پارگی نجات بده.
سلام بر مهشید خانم گل و گلاب. ممنون از نوشته ات و دقتی که در خواندن یادداشتها داری. مذهب اگر شخصی باشد، اینطور مورد سوءاستفاده قرار نخواهد گرفت. و همیشه عوامی وجود دارند که عاشق خرافات و سرگرم کردن خود هستند… خوب تا این افراد وجود دارند، خیال حاکمان از استمرار قدرتشان راحت است. دلشاد و برقرار باشی. درود بر جوانان ایران. کاملیا
2 جولای 2008 در 11:00 ق.ظ
jahl hamishe ba danee dar jang boode az zamani ke bashar ghodrate fekr kardan ra be dast avard . takfir haye mazhabi ham bakhshi az in keshmakesh tarikhi ast
سلام دوست عزیز. ممنون از نوشته شما. کاملیا
2 جولای 2008 در 11:22 ق.ظ
همش كشكه
دوست ناشناس، درود و سپاس. کاملیا
2 جولای 2008 در 3:55 ب.ظ
سلام عزيزم روزت خوش
هيچ ميدوني آقاي منتجب نيا چيزايي رو گفته كه ساخته ذهن خودش هست و اصلا يه نفر ميتونه بر اساس شايعات اينجور حرف بزنه؟
عزيز دلم كاملي جانم؛ اين آقايون كه شما از اونا با عنوان روزنامه نگار نام برديد البته منظورم همين سردبير و آقاي منتجب نياست؛ اصلا با اين دنيا آشنا نبودن و نيستن شايد دستي بر قلم داشته باشند ولي بيشتر مردان هرارچهره اي هستند كه براي بدست آوردن قدرت هر كاري ميكنند. تو اين انتخابات اخير راستي آين آقاي حجت الاسلام نفر چندم شد؟
خوب بالاخره بايد يه حرفي بزنه ديگه از طرفي اين آقايون يه عمري نون امام زمان رو به اسم خمس و سهم امام و از اين چيزا گرفتن و خوردن و خودشون رو به عنوان سرباز او معرفي كردند ولي حالا شدند سرباز جيب خودشون و قدرت طلبي خودشون.
راستي ميدوني جريان پاليزدار به كجا رسيده؟
قوه قضائيه نتونسته مدارك رو انكار كنه فقط گفته كه چرا اين كارا رو افشاء كرديد!!
جالبه نه؛ عزيزم فقط اينو بدون كه اين آقايوني كه الآن دم از مخالفت با احمدي نژاد ميزنن اگر ميتونستن اونو سرش رو تو آخوري كه براي خودشون بستن بيارن هيچ اشكالي نداشت اتفاقا خيلي هم خوب بود.
شما دستگاه قضا رو نگاه كن كه چقدر راحت دروغ ميگه. آقاي پاليزدار اومده مدارك بر عليه آخوند رو كرده جلسه تو قم گرفتن كه بايد اين مطلب رو تكذيب كنيد.
بعد ميان تو قوه قضائيه ميگن اين مطالب اثبات نشده بلكه مداركي وجود داشته كه برداشته شده!!
آخه كسي نيست بگه خوشگلا خوب خودتون معترفيد كه اين مسائل بوده پس چرا اون بابارو گرفتيد؟
كاملي عزيزم من فقط ميدونم كه اين شيخ جماعت هرموقع خودش تو خطر باشه دادش بلند ميشه و الا چه به اين حرفا
احمدي نژاد حرفي رو كه زده شيخ جماعت رو به خطر انداخته و ديگه خوب بايد اينجا صدا بلند كرد
راستي اونجا از اين آدما خبري نيست قول داده بودي كه به اين موضوع هم برسي كي وقتش ميشه
كاملي عزيزم فدات
بانشاط باشي
سلام بر شما سحر نازنین. همانطور که اشاره کرده ای نصف گفته های آنها دکانی است برای ارتزاق و برای نگاه داشتن مردم در جهل و خرافات و آنهای هم که دنبال این باورها و خرافات می روند یا دیوانه هستند یا مسخ شده… راه بیرون آمدن از جهل پرسیدن سوال از شعور و فهم خویش است. و سحر جان سر قولم خواهم ماند و حتما درباره پلیزدار خواهم نوشت. به زودی زود. درود بر شما. کاملیا
2 جولای 2008 در 8:48 ب.ظ
marg bar salman roshti .man khili azash badam miat
omidvarm ke bemiraeh
سلام دوست عزیز. برای اینکه ما از کسی بدمان می آید، آنها را نباید سزاوار مرگ بدانیم…
3 جولای 2008 در 4:40 ق.ظ
کاملیا عزیز
بخاطر اینکه رئیس جمهور محبوب شیفتگانشان بتواند ریاست جمهوری خود ادامه دهداینچنین بایدگفت
همسایه ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم
همه ابزار و آلات را فراهم آورید که رئیس جمهورمان بتوانند ریاست جمهوری خود را ادامه دهند
همه معترضین ساکت باشند که رئیس جمهورمان در حال تفکر مدیریت های جهانی هست
تمامی اهل قلم قصه بابا لنگ دراز را رونویسی کنند که مبادا اسائه ادب به ساحت توانمند قدسی رئیس جمهور نشود
همه سایت های اینترنتی به هر چه دوست دارند اشاره کنند و برای هر منتقد رئیس جمهور مقاله بنویسند و از میدان بدرش کنند ولی از رئیس جمهور انتقاد نکنند
سازمان ملل متحد و تمامی نمایندگان آن هاله نور رئیس جمهور مارا دیدند و باید در حضور بعدی ایشان سراپا گوش فرا دهند وکسی از جلسه خارج نشود وچراغ های سالن را خاموش کنن تا آنانکه حضور دارند هاله نور را مشاهده کنند
کلیه مسئولین امنیتی کشورها دستگاه اشعه ایکس های خود را خاموش کنند که رئیس جمهور ما از میان حرکت کند مبادا خطری پوست ایشان را تهدید کند
همه سردمداران و حکومت گردانان جهان اعتراف کنند که از مخیله مغز شان تهدید و ترور ریس جمهور ما نمی گذرد
کلیه مقامات آمریکایی در عراق بنشینند و انگشت به دهان بمانند که رئیس جمهور ما خاک عراق را تر ک کرد و بدانند که انفاس قدسیه رئیس جمهور ما ست که آنان را سردر گم کرده است
همه مقامات عالیه سیاسی در جهان بدانند که رئیس جمهور ما شجاعانه به عراق رفت
همه مردم ایران به پاس احترام به خدمات ریاست جمهوری یکسال روزه مستحبی بگیرند
همه جراید و روزنامه های خارجی از اوصاف رئیس جمهور ما بنویسند
ای ابر ها جلوی آفتاب را بگیرید که مبادا صورت زیبا ی رئیس جمهور ما دچار آفتاب زدگی شود
ای اهالی واشنگتن و ایالات متحده امریکا بر علیه روسای حکومتی خود و جرج دبلیو بوش بتازید که آنان با استبداداشان سرزمین امریکا را در سیطره خود قرار داده اند
ای اهالی اروپا عکسهای ریاست جمهوری ما را به سر در خانه های خود آویزان کنید تا از برکات انفاس قدسیه ایشان بهر مند شوید
ای جهانیان بشتابید که بخت با شما یار است و در ایران محمود احمدی نژاد و سخنگوی توانایش آقای الهام و همسر سرتا پا فاضل ایشان بر مسند قدرت های جهان تکیه خواهند زد
ای سردمداران جهان بیائید از نحوه ازدواج فرزند رئیس جمهور ما درس عبرت بگیرید و بجای آنهمه خرج های گزاف عروسی ها و مهمانی های خود به فقرای کشورتان توجه کنید
ای محرومان جهان محمود احمدی نژاد تا چندی دیگر مدیریت جهان را در دستان مبارکشان میگیرد تا چشم دیگر روسای جمهور و پادشاهان و رهبران …. چهار تا شود
ای ماهواره های در فضا فقط به ندای محمود احمدی نژاد گوش فرا دهید و صدای رسای ایشان را منعکس کنید
ای تلسکوپ هابل سر ها ی لنز های خود بر گردانید و تصویر محمود احمدی نژاد را برای همه جهانیان مخابره کنید
ای اهالی آفریقا ای بیفراهای درمانده دیگر گرسنگی شما پایان پذیرفت چون محمود احمدی نژاد در مدیریت جهانی اش بیشتر به شما می اندیشد و برای شما سهمیه غذا با دوغ و نوشابه فراهم خواهد آورد اگرمعده های شما تعجب کرد نهراسید
آقای جهانفکرو اهالی ریاست جمهوری راضی شدید ؟ از این به بعد فقط در مدح حضرت والا ی احمدی نژادسخن خواهم گفت و اگر خدای نکرده کسی زیادروی کرد کفن پوشان در خیابانها حاضر شوندو ضمنا یادتان باشد جهت سرویس بهتر برای آن کفن پوشان از مدرسه آقای مصباح کلمن آب با خود بیاورید .
انشاالله شاقولوس بگیرد هر کس از رئیس جمهور انتقاد کند
موسی عزیز، سلام و درود بر شما. سپاس از نوشته ات. یاد ضرب المثل عامیانه ای از مادربزرگم افتادم:” نروید، نخورید، احمدک خیار کاشته!”
روز و روزگار به کامتان. کاملیا
4 جولای 2008 در 10:18 ب.ظ
.Dorood bar Nashenas
و درود بر شما کوروش گرامی. کاملیا
5 جولای 2008 در 2:24 ق.ظ
آنانکه ” ســیمای دوزن ” زنده یاد سعیدی سیرجانی را خوانده اند، می دانند که همین یک نوشتة او،از مجموعة آثار درخشان
وماندنی اش،کافی بود تا نام او دررود پرخروش ادب پارسی جاری وجاوید گردد.ونیزآنانیکه جان وهستی او ودیگرکوشندگان پهنة
ادب ،اندیشه وهنر ایران زمین را،ازگذشته های دورتا به امروز،آماج تیرهای زهرآگین بلا ونیستی قرارداده اند باید بدانند که
دردوران روشنائی وآزادی اندیشه وبیان خشک مغزی وتاریک اندیشی وجزمیّت به پایان خود نزدیک ونزدیک ترمیشوند.
کارنامة اینان درسی سال گذشته درعرصه های گوناگون اندیشه،ادب وهنررا بنگرید وبه نقد بنشینید : با وجود دردست
داشتن انحصاری تمام امکانات مادی وفکری وسازمانی قادر به خلق حتــــــــّی یک اثر ادبی ویا هنری ماندگارودرخشان
نشده اند.آنانیکه دراین مــّدت باتحمــــّل دردها ورنجهای فراوان دست به خلق آثار جــــالب وپایدار زده اند،همگی ازدیروزیانند.
سلام دوست عزیز، راهی. سپاس از نوشته ات و درود بر آقای سعیدی سیرجانی و دیگر نویسندگان وطن که با نوشته هایشان ایران را جاوید می سازند. و درود بر شما… کاملیا
5 جولای 2008 در 3:07 ب.ظ
شايد باور نتوان كرد ولي متاسفانه خانم كامليا شما در يك پيله اي كه به دور خودتون تنيديد قرار گرفته ايد و ديگران هم سعي كرده اند در همان پيله با شما از در سازگاري وارد بشوند. بدون اينكه تمايل داشته باشند به اينكه از خودشان نظري رو ابراز بدارند.
سعيدي سيرجاني و ديگراني كه نام برديد كجا نام وطن را جاويد ساختند و اين باعث تعجب مي باشد كه شما هنوز به دنبال خيالات هستيد
سركار خانم هر كو نكند فهمي زين كلك خيال انگيز
خرافات را ميشود توضيح بفرماييد
شايد منظور از خرافات قسمتي از مسائلي باشد كه دوستان به خيال خودشان روشن گري كرده اند.
البته نبايد از نظر دور داشته باشيم كه شما هم تقريبا تفكر خودتان را بر اساس روز قرار داده ايد و فكر كرده ايد كه اين تفكر بهترين تفكر دنياست
اما خانم محترم همان مقدار كه افكار شما براي خودتان محترم مي باشد اگر بخواهيد به افكار ديگران بي احترامي كنيد از درجه اهميت مي افتيد
سعي كنيد به افكار ديگراني كه با شما هم عقيده نيستند احترام بگذاريد شايد در افكار شما انحراف وجود داشته باشد
اگر افكار شما اشتباه باشد آن موقع چكار ميخواهيد انجام دهيد؟
البته اين را بايد دانست مرگ براي همه ما هست و آن جاست كه نشان داده خواهد شد كدام حقيقت وجود داشته و كدام به صورت باطل ولي زيبا در ذهن جاي گرفته است.
پس احترام را براي ديگران قائل باشيد و به عقايد ديگران بي احترامي نفرماييد
شايد خرافات آن چيزي باشد كه شما بيان فرموده ايد.
يك تجديد نظردر بيان نظرات خودتان داشته باشيد و اينگونه با تمسخر برخورد نكنيد
اين روش شما در واقع روش ديكتاتورهاست در مقابله با حقيقت
يك نگاه جديد به خودتان داشته باشيد.
آقاي دكتر محمود احمدي نژاد شايد با تفكر شما و ديگران سازگار نباشد ولي انساني نيست كه دزدي را مثل آقاي هاشمي و خاتمي و ديگران در كار خود اصل قرار داده باشد.
شما بخوبي آشنا به اين گفته بنده هستيد ولي از آنجا كه زماني با ايشان از در مراوده وارد شده بوديد نميتوانيد حقايق را ببينيد و خواسته يا ناخواسته از در تمسخر با ايشان وارد شده ايد.
مسخره كردن شما و ديگران در واقع نمايش شخصيت شماست و به ايشان هيچگونه توهيني نخواهد بود زيرا ايشان همان شخصيت ثابت خود را دارا هستند ولي شما وديگراني كه به ايشان توهين روا ميدارند در واقع از خود هيچ اراده اي را به منصه ظهور نرسانده اند
نگاه جديد به خود را كامل كنيد و از تمسخر فاصله بگيريد
دوست عزیز آقای اردشیر، سلام. سپاس از نوشته اتان. من طرفدار آقای الف هستم و نه آقای ی. من درباره مردم و درباره آن چه که به نظرم راستی و روشنگری است می نویسم. نه از فامیل آقای هاشمی ماهیانه گرفته ام نه از آقای خاتمی و نه آقای احمدی نژاد و خدا نکند که باج گیر کسی هم باشم. و هرگز هم به اعتقادات کسی توهین نکرده ام.. آنچه که در این نوشته مقصود بوده وارد کردن خرافات در سیاست و وادار کردن مردم به قول این توهمات است. و راستش را بخواهید، مذهب مقوله ای کاملا شخصی و خصوصی و بین خدا و بنده اوست و در یک جامعه تمام مردم به یک دین و مرام معتقد نیستند و قبول حق و باورهای دیگران نیز از لزومه یک حکونا دمکرات و مردمی است. آقای سعیدی سیرجانی هم نویسنده بزرگی بوده است و برای من که خود نیز نویسنده و اهل ادب می باشم فقدان هر کدام از نویسندگان ما، ضربه ای بزرگ به ادبیات ماست. ادبیاتی که سالهاست مهجور و ستمکش و در کش و قوس بازی های سیاسی قرار گرفته است. و در نهایت باید بگویم که هر گز مقصد و مرام من به سخره گرفتن هیج فردی نبوده است. آقای احمدی نژاد را به خاطر ساده زیستی اشان ستایش می کنم و امیدوارم بودم که ایشان نیز دم به نوای آقای پلیز دار می داد و مردم غارتگران را به راستی شناخته و آنها را رسوا می کرد. درود بر شما. کاملیا
6 جولای 2008 در 6:38 ق.ظ
با درود فراوان بر شما و تمامي نويسندگان عزيز كه سعي و تلاش مي كنيد كه با آگاه كردن مردم اين متحجران و دكانداران دين را رسوا سازيد. من معتقدم آراد بودن رساناها و روزنامه ها ميتواند كمك بزرگي به آگاه شدن مردم و افشا شدن غارتگري سر دمداران اين حكومت نالايق كند . از شما بخاطر اطلاع رساني و دور كردن مردم از خرافات سپاسگزاريم.
ياد آقایان سعیدی سیرجانی - مختاري - پوينده و فروهرها گرامي باد
پيروز باشيد.
10 جولای 2008 در 9:12 ب.ظ
باعث تاسف است که چگونه به هر بهانه ای مطبوعات کشور ورسانه های خبری رابه سوی خاموشی می برند . چرا در ایران کسی اجازه ندارد انتقادی بکند و یا سئوالی بنماید و یا واقعیتی را عنوان نماید . آنروز که در کیهان آنگونه درباره آقای هاشمی نوشتند ،آنروزی که خانم فاطمه رجبی درباره هر کس که دلش خواست سخن گفت دادسرای عمومی انقلاب چرا ساکت نشستند؟
در دیوان امیری فیروز کوهی که مجموعه ای از اشعار سید عبد الکریم فیروز کوهی متخلص به( امیر ) قطعه شعری می باشد که چند بیت آنرا برایتان نقلمی کنم .
آزاده را جفای فلک پیش می رسد
اول بلا به عاقبت اندیش می رسد
از هیچ آفریــــده ندارم شــــــکایتی
برمن هر آنچه می رسد ، از خویش می رسد
چون لاله یک پیا له ز خون است روزی ام
کان هم مرا ز داغ دل ریش می رسد
رنج غناست ، آنچه نصیب ستمگر است
طبع غنی ، به مردم درویش میرسد
امروز نیز محنت فرداست روزی ام
آن بنده ام که رزق من از پیش می رسد
10 جولای 2008 در 9:15 ب.ظ
وقتی که سخنان پالیزدار در سطح وسیع انتشار یافت سه دسته سخن گفتند 1- دسته ای که همیشه شیفتگی نسبت به بعضی از افراد دارند که دانسته و با ندانسته زود طرفداری می کنند که این حرفها کذب محض هست و کار ضد انقلاب است که می خواهند سرمابه ها ستون ها ی نظام را خراب کنند . دسته2- از دوسته تشکیل شده اند الف :دسته ای هستند که به طرفداری احمدی نژاد برخا ستند و سخنان پالیزداررا با جدیت و بعضی ها با پوزخند تائید کردند دست ب: گروهی هستند که نه با آن طیف خوب هستند و نه با این طیف ولی حمایت خود را بگونه ای از احمدی نژاد و سخنان پالیزدار عنوان می نمایند که حداقل از این آب گل آلود ماهی بگیرند و عقده های سی ساله خود را خالی کنند اما گروه 3- این گروه که تشکیل شده از بیشترین آحادمردمکه با جماعت حاکمان مصادره کننده انقلاب مخالف هستند و آرزو دارند که دسته های رقیب حاکمیت همدیگر لوبدهند و از بابت این افشاگری ها به حق وحقوق به یغما رفته خود در طی این سی سال برسند و حداقل در یک انتخاباتی بتوانند یک سری افراد سالم را به سرکار آورند که در قالب دموکراسی و فضای باز سیاسی که توان کنترل مردم بر رفتار سیاسیون حاکم و منتخبین بیشتر باشد و ملت ایران از این سو استفاده های اقتصادی و سیاسی به نفع عده ای خاص جلوگیری کنند تا یک جامعه سالم برای کشور مهیا گردد. و جای تاسف هست که همیشه جلوی افشا هر چیزی که باب مذاق حاکمان سیاسی نباشدگرفته می شود حتی ساده ترین چیزو زود اینگونه تحلیل می شود که این سخن یا کلام باغث تشویش اذهان عمومی ، برهم زدن نظام ،مقابله با نظام ، بر هم زدن نظم عمومی ،براندازیو … تلقی می شود
باید اذعان داشت این حق مسلم مردم هر کشور است که نظارت کامل بر سیستم حاکم را داشته باشند در جامعه ایران در طی سی سال همیشه چهره های سیاسی در کشور از یک عده خاص تشکیل شده است چهر هایی که در پست های مختلف مشغول به مدیریت بوده اند و برای آنان فرقی نمی کند که چه پستی به آنان محول گردد فقط برای آنان این مهم هست که در سیستم باقی بمانند .در طی این سی سال چهره هایی را داشتیم که یک روز وزیر بوده و بعد ایشان در سمت استاندار مشغول شده بعدا به سمت مدیر کل ، معاونت ، معاون وزیر ، مشاور ، نماینده مجلس و غیره منصوب شده ، مردم ما بدون شک جابجایی های این گروه انقلابی راهمیشه شاهد بوده اند آنان هر زمان که به پست یا مقامی می رسند از اعضای فامیل و دوست وآشنای خود دعوت به همکاری می نمایند اگر به اسامی افراد در دایره نظام نگاه کنیم می بینیم که اسامی همه به همدیگر شبیه هستند . چهره های روحانیت ما دارای نام مستعار می باشند مثلا اکبر هاشمی رفسنجانی با نام خانوادگی بهرمانی می باشد و اعضای خانواده ایشان که دارای مشاغل دولتی هستند هیچکدام با فامیل رفسنجانی برده نمی شوند ، مثال محسن هاشمی فرزند ارشد ایشان در مترو ، البته همیشه اهالی خانواده شخصی آقای اکبر هاشمی رفسنجانی رسما در مشاغل نامش برده شده است مانند دختر ایشان فاطمه در پست مدیریت بیماری های خاص ، فائزه رفسنجانی نماینده سابق مجلس ،محمد هاشمی رئیس سابق صدا و سیما ، محسن هاشمی در مترو و … ولی بطور مثال بدون هیچ غرض ورزی نسبت به خانواده آقای رفسنجانی عرض می کنم چون اعضای خانواده ایشان خیلی شجاعانه در صحنه های اقتصادی حضور داشته اند و هیچوقت در خفا نامشان برده نشده است ، آری بطور مثال نام و فامیلی داماد و عروس ایشان یا داماد های و عروسان دختران ایشان را همگان می داند مسلما خیر مگر اندکی از مردم . بسیار از مردم تعداد فرزندان دخترو پسر این آقایان رانمی دانند وای به حال نام کوچک آنان و یا اقوام آنان و یا مشاغل آنان . مثلا آیاکسی می دانستفرزند فلان آقا بیمار هست ؟ مگر چندین نفر از خودی ها. البته یاد آور شوم این گناه نیست که یکفردی از اینمیان این جماعت در امور اقتصادی ،یا کسب و کار فعالیت داشته باشد و طبق قانون حقوق بشر هر کسی آزاد هست هر شغلی را که دوست دارد انتخاب نماید ، یا در هر کشوری که بخواهد زندگی کند . و این دلیل نمی شود که قرزند هر روحانی باید کسوت پدر را اختیار نماید ،نگاه کنید به شیوه دموکراسی در خانواده پدری آقای رفسنجانی یکی در کسوت روحانیت و فرزند دیگر ایشان ( محمد رئیس سابق صدا و سیما ) در ایالات متحده آمریکامشغول به تحصیل بوده است ویا محسن هاشمی دربلژیک دوره تحصیلی را به پایان رسانیده ، البته خانواده ایشان قبل از انقلاب به شاهدت بسیاری در امور اقتصادی مشغول بوده اند ویا در خارج ار ایران تحصیل و زندگی می کردنند یا در حانواده آقای خاتمی که یکی از برادران پزشک ( محمد رضا نماینده سابق مجلس ) وبرادر دیگری در کسوت روحانیت یا در خانواده لاریجانی و غیره .اینها ایرادنیست . البته برای بعضیها بعد از انقلاب باب شد که از کشورهای خارجی برای داشتن اقامت و یا تحصیل فرزندانشان و… استفاده شود . اما از باب عدم شناخت مردم از مسائل خصوصی آنان و اینگونه نا آشنایی مردم به نام فامیل های اقوام سببی و نسبی تمام چهره های سیاسی کشوردر طی این سی سال بر سرکار بوده و هستند برای همه مردم امکان پذیر نبوده ، بلکه اسامی آنان توسط کارمندان و نزدیکان و شرکا ی سوری و غیر سوری آنان زمانی برملا می شود که یک اختلافی یا یک ظلمی به یکی از این افراد شودو نام آنان و مراکز درآمد آنان وحیطه قدرتی آن اشخاص آشکار گردد . بسیار ی از اقوام و خویشان آنان همسایه های تک تک مردم هستند و بدون شک از وضع مالی گذشته آنان و وضعیت فعلی آنان آگاهی کامل دارند . تمامی این جماعت در دایره حکومت از وضعیت مالی همدیگر و خدای نکرده از سو استفاده های مالی همدیگر تاحدودی خبر دار هستند هزاران بار توصیه نامه هایی که با قلم سبز رنگ به امضا های گوناگون را قرائت کرده اند ، مثلا همین آقای پالیزدار می توانست به راحتی به یک بانک مراجعه کند و بیش از شش میلیارد تومان را به راحتی دریافت نماید ، هیچ تردیدی نیست که یک کسی برای ایشان توصیه ای را خارج از ظوابط انجام داده است ، مسلما این امکانات برای دیگر آحاد مردم وجود ندارد حتی یک صدم مبلغ شصت میلیارد ریال . اما اطلاعات اینگونه خرید ها ، دریافت ها ، ما لکیت ها و معاملات و مجموعه کامل با جزئیات کامل اولیه در دست قوه قضائیه می باشد و شاید هم قوه قضائیه و وزارت اطلاعات تا حدودی از معاملات سوری که بین آنان و دیگر اقشار نام نا آشنا چه در داخل و چه در خارج انجام شده است اطلاع داشته باشند ، چون برای محفوظ نگهداشتن اسامیشان از درج در پرونده های قوه قضائیه و وزارت اطلاعات اموال و یا املاک و داریی های خود را بنام افراد دیگری می نمایند ولی بگونه ای سند و یامدرکی در قالب وکالت نامه یا اقرارنامه ای تام اختیار از آنان دارند که در وقت نیاز بتوانند بدون حضور آنان آن رابفروش برسانند که این مالکین را بنام صاحبان سوری می نامند . بسیار از موسسات تولیدی هستند که کامندان آنان تا بحال صاحبان اصلی را ندیده اندو فقط شخصی که همکارآنان هست تحت عنوان مباشر یامدیر یا رئیس هیت مدیره رامشاهده نموده اند . البته در بسیاری ازموسسات تولیدی در جهان این رسم دایر هست ممکن است هیچ زمانی صاحب اصلی آن موسسه به آنجا نیاید و یک تیم برای ایشان مشغول بکار باشدولی همه کارمندان وزیر دستان نام صاحب و یا صاحبان اصلی رامیدانند . ولی همانطور که گفته شد زمانی این اسرار بر ملا می شود که یک کسی در بین آن مجموعه به بیرون رانده شود ویا ظلمی در حق او رفته باشدکه کاملا بدون هیچ کم و کاستی اسرارپشت پرده آن مجموعه و مجموعات دیگری که شاهد بوده است راآشکار می نماید که بیشتر این افشاگری ها توسط آندسته افرادی که از بیم جان به کشورهای غربی پناه می برند را افشامی نمایند .همیشه تا به امروزدر جوامع مختلف در بخش حاکمیت اینگونه فضای ارتباطی که ظوابط وقوانین را در نظر نمیگیرند بین افراد رده بالا بوده است ، همیشه این افراد برای یاران و نزدیکان خود توصیه نامه هایی ( پارتی بازی )را می نویسند و یا برای رفع موانع به نفع شخص مورد نظر خود با همدیگر تماس میگیرند . اینگونه رفتار پارتی بازی در خاور میانه و کشورهای ضعیف بسیار دیده شده هست .از روز اول انقلاب هر گاه نامی از سو استفاده کنندگان مالی بزبان آمد زود پرونده آن به فراموشی سپرده شد ،نگاه کنید به پروندهفسادمالی123 میلیاردی خانواده رفیق دوست که فقط با اعدام یکی از شرکا بنام فاضل خداداد و اعلام حبس ابد برای مرتضی رفیقدوست خاتمه پیدا کرد آیااقوام فاضل خداداد در پست های حکومتی بودند که بتواند آن مقدار کلان از بانک ها سرمایه بصورت وام بگیرد ؟! جریان پرونده شهرام جزایری باآن افشاگری که از بابت پرداخت های کلان توسط ایشان به افراد مختلف سیاسی ازنماینده مجلس گرفته تا وزیر و معاون و غیره آیااینپرداخت ها رشوه تلقی می شد یا خیر؟ ولی باآن پروندهو آن افراد چگونه رفتار شد آیا یکی از آن وام گرفته ها زیر سئوال رفت ؟ آیاکسی ازآنان به پای میز محاکمه کشانده شدو غیره ؟ متاسفانه این درد بزرگ جامعه مامی باشد همیشه قاچاقچیان بزرگ دررفاه با آزادی کامل زندگی می کنند ولی خرده پاها و درجه چندم ها به زندان میروند و یا به جوخه های اعدام سپرده می شوند . اختلاس کننده های بزرگ بزرگتر می شوند ولی خرده پا ها دستگیر و بی آبرو می شوند .اینهمه اموال و املاک بعد از انقلاب مصادره شد به چه کسانی واگذار شد ؟ خانه و یا باغ آن شخص فراری که که مصادره شد در همسایگی همین مردم بوده است ولی صاحبخانه و همسایه جدید آنان کیست ؟
13 آوریل 2009 در 3:30 ق.ظ
مرسی
13 آوریل 2009 در 3:39 ق.ظ
من میترسم حرف بزنم ولی حرفای خوبی بلدم اگه تونستم بعدا میفرستم دارم میمیرم اینجا کاشکی مثل شما کلی چیز بلد بودم
16 می 2009 در 11:22 ب.ظ
جالبه که شما سعی دارین سلمان رشدی رو خیلی روشن فکر و تحصیل کرده نشون بدین ولی با کمال تاسف باید بگم کسی که کتاب آیات شیطانی رو نوشته کمترین مطالعه ای درباره اسلام نداشته ایشون با تخیلاتش به یک دین حمله کرده داستانهایی سر هم کرده که با زندگی پیامبر اسلام و تاریخ ارتباطی نداشته بعد ادعا می کنه که کسی نباید فکرش رو تحمیل کنه؟ ایشون که با دروغ گویی عقیده و افکار میلیون ها آدم رو به مسخره می گیره فکرش به زور تحمیل نمی شه؟ یعنی انتظار داره مسلمونا ازش تقدیر کنن؟؟؟واقعا که….!!!
این موضوع شاید جنبه سیاسی پیدا کرده اما باید بگم که قبل از اینکه سیاسی باشه کاملا مربوط به دین می شه و همه مسلمان ها و نه فقط گروه خاصی از مسلمونا او رو یک اهانت کار می دونن.