

به نوشته سایتهای اصلاح طلب موج جدیدی از بازداشت ها شهر سرد تهران را دربر گرفته است. از روزنامه نگاران و موسیقی دانان و هنرمندان گرفته تا مردم عادی که از طریق پیامک تلفنی و یا ایمیل اخبار مربوط به تجمع ها و وقایع پس از انتخابات را با یکدیگر رد و بدل کرده بودند نیز بازداشت شده اند. اما طی دو روز گذشته نه تنها موج بازداشت ها شدت گرفته بلکه حضور ناخوانده ماموران انتظامی برای جمع آوری بشقابهای دریافت امواج ماهواره ای از روی پشت بام ها نیز شدت گرفته است. از قضا این یورش نابهنگام در حدفاصل خیابان وزراء تا حوالی میدان آرژانتین اتفاق افتاده است و ماموران تنها به جمع آوری بشقابها از روی بام بسنده کرده اند.
اما شبکه خبر ایران نیز امروز دلیل پایین بودن سرعت اینترنت در تهران را برخورد یک لنگر کشتی به کابل زیر دریایی مخابرات اعلام کرد! حالا معلوم نیست که چرا در آستانه بیست و دوم بهمن و احتمال بالا رفتن میزان کاربران اینترنتی این لنگر بایستی به کابل مورد نظر برخورد کند؟! چند روز پیش سازمان گزارشگران بدون مرز ایران را بزرگترین زندان روزنامه نگاران نامید که در مقایسه با چین که روزگاری رتبه اول را داشت، ایران توانست گوی سبقت را از چین کمونیست ربوده و حداقل در یک رقابت از چین جلو بیافتد. سایت جرس نوشته است که در حال حاضر 47 روزنامه نگار زندانی هستند و در حال حاضر آمار دقیقی از دانشجویان بازداشت شده در دست نیست. همه آنهایی که در ایران زندگی می کنند به خاطر دارند که طی بیست و چند سال گذشته از آنجایی که حکومت جمهوری اسلامی سعی داشت تا جشنهای پیروزی انقلاب اسلامی را بزرگتر و ملی تر از جشنهای آئینی و ملی ایرانیان- نوروز- جلوه دهد، آن را با طمطراق و بوق و کرنا برگزار می کرد و به همین خاطر به بسیاری از زندانیان عفو تعلق می گرفت یا از دوره محکومیت آنها کاسته می شد. از آنجا که در چند ساله اخیر همه چیز وارانه شده است، نه تنها تلاشی برای کاستن از تعداد زندانیان انجام نگرفته است، بلکه به همین مناسبت میمون و فرخنده تصمیم گرفته شده که بر تعداد آنها نیز افزدوه شود. و قطعا یکی از جرایم تازه تاسیس یافته در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب، شرکت در راهپیمایی بیست و دوم بهمن و داشتن بندی در دست با عبارت حک شده ” من ندا هستم” خواهم بود! در پنجمین دادگاه به گفته حکومت ایران - آشوبگران عاشورا- یکی از جرائم دختران بازداشت شده دریافت دست بند پلاستیکی از دیپلماتهای آلمانی بود که روی آن نوشته شده بود: من ندا هستم! شنیدن چنین اتهاماتی که بر مردم بی نوا وارد می شود هم خنده آور و هم گریه آور است…
